مادرم.....
سکوت عجیبی دارد اینجا....تنها من مانده ام وخیال بودنت،خنده هایت و نوشته هایم که ....با دلم چه
کردی؟!با من چه میکنی؟!
دلم برایت تنگ میشود
وقتی میخواهمت
وقتی بلند بلند میخوانمت و نیستی،تنهایی عجیبی است دیوانه ام میکند گاهی....
میدانم آرزوی دیدنت فقط خیالیست شیرین....
کاش اینجا بودی
درست رو به روی من!
سکوت میکردم و در آن سکوت.....
+ نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 20:6 توسط ستایش
|