خدایا دلم گرفته....
غرور...
دوستت دارم
دوستم داری
نمی گویم
نمی گویی
نمی دانم
تا کی غرور بایدآشنای چشمهای بی قرارمان باشد؟؟
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 16:16 توسط ستایش |
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۱
پیوندها
رفاقت ومرام تنهای من
نفس
آیت
هرچی طلب کنی
روزهای دانشجو در بدر
دخترک تنها
پرنسس نقرهای
گم شده در رویا
فقط سکوت محض
آخرین دیدار
حافظ تنهای من
سکوت گوش خراش
گل کاغذی
!!هیس...فقط گوش کن
TORENTO
یه احساس خاص
...عجب آشفته بازاریست دنیا
دنیای من همینه
بیخیال همه چیز
کلبه تنهای محمد
تابستون برفی
*تنهاترین تنها*
دوستی یک اتفاق وجدایی یک قانون
AceDel
آدم وحوا...
BLOGFA.COM